تبلیغات
کائنات برای شما & ( جملات عارفانه عاطفی ... )
بیست و نهم دی 90

جمله ای زیبا درباره مهربانی خدا

در تفسیر «روح البیان» حکایتی نقل شده است. از این قرار که: یکی از فاسقان و روسیاهان عالم دست به دعا بلند کرد و به خداوند توجّه نمود، ولی خداوند با نظر لطف و رحمت به او نگاه نکرد.
 
بار دیگر او دست به دعا به طرف خدای متعال دراز کرد،خداوند باز از او روی گرداند، بار سوم دست نیاز به سوی بی نیاز مطلق دراز کرد و تضّرع و ناله نمود.

خداوند به ملائکه اش فرمود: فرشتگانم! دعای بنده ام را به اجابت رساندم که پروردگاری جز من ندارد.او را عفو نمودم و حوائجش را برآوردم؛ زیرا که من از تضرّع و گریه ی بندگانم شرم دارم.

نظرات()

بیست و نهم دی 90

خدایی هست

برایم نوشته بود :

گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند

شاید چون آرزوهایم بلندند ...

ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :

امیدی هست ؛ چون خدایی هست ...

نظرات()

بیست و نهم دی 90

مادر بزرگ می گفت...

مادربزرگ میگفت : خدا همه چیز را در یک روز خلق نکرده، ولی امان از این آدمیزاد که می خواد همه چیز رو یک روزه بدست بیاره و داشته باشه ...

نظرات()

بیست و نهم دی 90

سخنی از امام علی ع


ای فرزند آدم ! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روز نرسیده، از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند.
حضرت علی(ع)

نظرات()

بیست و ششم دی 90

به نظر شما قانون جذب واقعیت داره ؟

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی


ْآیا قانون جذب واقعیت دارد ؟

بله این قانون کاملا واقعی است، اما تا الان کسی نتوانسته است واقعاّ آن را درست تعریف کند یا بشناسد . ولی قرآن کریم این مساله را برای ما کاملا تعریف کرده است .

برای شروع به اولین سوره قرآن یعنی سوره حمد می پردازیم . تنها سوره ای که در آن بر خلاف تمام سوره ها که خداوند با انسان صحبت می کند در این سوره انسان با خدا صحبت می کند اما پیامهای سوره حمد درباره جذب .

جذب هفت مرحله دارد (شاید یکی از دلایل عجیب بودن عدد هفت نیز همین قدرت جذب این عدد باشد (.

قبل از جذب باید به خدا پناه ببریم .بعد از آن:

مرحله اول، بسم لله الرحمن الرحیم :در این مرحله شخص باید کار را با نام خدا آغاز کند و به این کاملا ایمان داشته باشد که خداوند هیچ چیزی را برای خودش نیافریده است ، بلکه همه چیز برای ماست و خداوند منتظر شخصی است که از آفریده های خودش به او ببخشد و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است .

پس باید کاری کنیم که آن شخصی که خداوند به دنبال اوست ما باشیم.

مرحله دوم، الحمد لله رب العالمین : در این مرحله باید از خداوند به خاطر آنچه که به ما بخشیده تشکر کنیم . از چیزهای که به ما داده و از چیزهای که از ما گرفته چون خداوند هر چه که می بخشد از رحمتش است و هر چه که می گیرد از حکمتش و ما باید به خاطر هر دو از خدا تشکر کنیم و خداوند را باعث و بانی همه چیز در هستی بدانیم و غیر او را حتی یک لحظه باعث امیدمان ندانیم .

مرحله سوم، الرحمن الرحیم: خداوند را به عنوان سخاوتمند ترین در تمام هستی بشناسیم و او را خسیس نپنداریم و اما چون نام الرحمان برای امور دنیوی و الرحیم برای امور اخروی است، آن چیزی را که ما در ذهنمان داریم و می خواهیم جذب کنیم می تواند از هر دو مورد دنیوی و اخروی باشد.

مرحله چهارم، مالک یوم الدین :خداوند را باید سلطان روز جزا بدانیم و از عذاب خداوند بترسیم . یعنی در مقابل خدا احساس عجز کنیم و این احساس را که ما گنهکاریم و فقط به امید رحمت خداوند به درگاهش آمده ایم .

مرحله پنجم، ایاک نعبد و ایاک نستعین : این مرحله خیلی مهم است. یعنی اگر کوچکترین شکی به خدا داشته باشیم یا چشم امیدمان به غیر از خدا باشد یا کسی دیگر را خدا بدانیم جذب انجام نمی شود .

مرحله ششم، اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین : اما چرا بعضی چیزهای که ما می خواهیم را بدست نمی آوریم، مگر جذب درست نیست پس چرا جواب نمی دهد؟ خوب جواب این سوال را خداوند خودش داده است. خداوند می فرماید به من اعطا کن آنچه را که مرا به سوی راه راست ببرد نه آنچه را که مرا به سمت گمراهی و خشم تو ببرد. پس ببینید چون خداوند ما را دوست دارد و نمی خواهد به سمت عذاب خدا یا به سمت گمراهی پیش برویم، به همین خاطر بعضی از دعاهایمان، یا همان جذبمان را قبول نمی کند .اگر در خواسته هایمان تجدید نظر کنیم و از این عاقبت بد دورش کنیم مطمئنا به آن می رسیم .

 

منبع:

قانون جذب(یقین) وشیوه های کاربرد آن در زندگی، گردآورنده و تنظیم:حسین وهابی.


نظرات()

بیست و پنجم دی 90

راز “ چیست؟

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی



راز “ چیست؟

باب پروكتر
شاید حیران نشسته اید و از خود می‌پرسید: ”راز چیست؟“ خواهم گفت چگونه آن‌را فهمیده‌ام.
همه ما قدرتی بی‌انتها داریم و به وسیله آن كار می‌كنیم. همه ما خودمان را بر‌اساس قوانینی یكسان راهنمایی می‌كنیم. قوانین طبیعی كائنات آن‌قدر دقیق هستند كه حتی در ساختن سفینه‌های فضایی هیچ مشكلی نداریم. افراد را به كره ماه می‌فرستیم و می‌توانیم با دقتی به اندازه كسری از ثانیه زمان فرود آمدن آن‌را تعیین كنیم.
هر جا كه هستید- هند، استرالیا، نیوزلند، اسكاتلند، لندن، تورنتو، مونترال یا نیویورك- همگی با یك قدرت كار می‌كنید. تنها یك قانون وجود دارد كه همان جاذبه است!
راز همان قانون جذب است!
هر چیزی كه وارد زندگی شما می‌شود، در واقع توسط شما جذب شده است. این فرآیند جذب، توسط تصاویری صورت می‌گیرد كه در ذهنتان دارید. پس این جاذبه همان فكرتان است. هر‌اتفاقی را كه در ذهنتان می‌افتد، جذب می‌كنید.
”هر فكری كه به ذهنتان خطور می‌كند، یك چیز واقعی است. به عبارتی یك قدرت است.“

پرنتیس مالفورد (1891-1834)

نظرات()
برچسب ها: راز ،
بیست و چهارم دی 90

خلاء ایجاد کنید

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


خلاء همیشه منتظر پر شدن است.

به عنوان مثال، فرض کنیم به دنبال مشتری می گردید. می توانید پرونده ای با عنوان "مشتری جدید بعدی" درست کنید. این دو چیز را می رساند، یکی اینکه می خواهید مشتریان جدیدی جلب کنید و دیگر آنکه خلئی وجود دارد که باید پر شود.

به جای اینکه بگویید "انتظار مشتریان جدید را می کشم." یا "تنها چند مشتری معدود دارم." بگویید "فضای خالی برای مشتریان جدید دارم." که این بسیار خوشبینانه تر است و احساس بهتری ایجاد می کند.

بعضی از خلاء ها را می توانید به عمد ایجاد کنید. میتوانید روی تقویمتان بنویسید "اسامی مشتریان جدید" یا "قرارهای ملاقات جدید" یا "فروش تازه". این گونه شما خلئی را ایجاد می کنید که باید پر شود. وقتی به تقویمتان نگاه می کنید، متوجه می شوید که می خواهید چه چیزی را جذب کنید.

منبع: کتاب قانون جذب

نویسنده: مایکل جی لوسیر


نظرات()
برچسب ها: قانون جذب ، خلاء ،
بیست و چهارم دی 90

چرا دیگران موفق ترند؟

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


بعضی افراد بهتر از دیگران عمل می کنند چون کارهای بخصوصی را به روش متفاتی انجام می دهند. در واقع کارهای درست را با روش درست انجام می دهند. بخصوص اینکه این افراد از وقتشان به نحوی بسیار بسیار بهتر از یک فرد عادی استفاده می کنند.


نظرات()
برچسب ها: قانون جذب ،
بیست و چهارم دی 90

هرطور دوست داری زندگی کن

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


اگه محدودیتی برای عملی كردن آرزوهات نداشته باشی دوست داری چكار كنی، از همین امروز همونطور زندگی كن.....

نظرات()
برچسب ها: قانون جذب ، آرزو ،
بیست و چهارم دی 90

تاثیر نیروی ذهن شما در جذب همه چیز

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


به هر چیزی که فکر می‌کنید، آن چیز به سمت شما جذب می‌شود. شروع کار با فکر است، پس باید به شدت مواظب چیزهایی که روی آنها تمرکز می‌کنیم و به آنها توجه می‌کنیم باشیم. در واقع شما تمام چیزهایی که در ذهنتان می‌گذرد را به سمت خودتان جذب می‌کنید.

نظرات()
برچسب ها: قانون جذب ، قدرت فکر ، قدرت تجسم ،
بیست و چهارم دی 90

هر چقدر می خواهی آرزو کن... کائنات بر آورده می کند

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید.

تا می توانی آرزو کن... دلت برای دنیا نسوزد.... فراهم کردن آرزوهای تو برای دنیا هیچ کاری ندارد..... همین حالا بخواه تا برآورده شود...........


نظرات()
برچسب ها: آرزو ، قانون جذب ،
بیست و چهارم دی 90

هر چقدر که می خواهید آرزو کنید

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


این تصور که اگر سهم بیشتری بخواهید به دیگران کمتر می رسد را از خود دور کنید و هر آنچه را که آرزو دارید از خدا بخواهید.

نظرات()
برچسب ها: آرزو ، قانون جذب ،
بیست و چهارم دی 90

قدرت تصور

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


آنچه مغز انسان تصور و باور کند، به آن می رسد

نظرات()
برچسب ها: قدرت تجسم ، قانون جذب ، باور ،
بیست و چهارم دی 90

هدفهایتان را اولویت بندی کنید

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


برای رسیدن به اهداف خود، آنها را اولویت بندی کنید و در یک زمان چند هدف نداشته باشید، چون در این صورت قدرت تمرکز خود را از دست می دهید و دیرتر به آرزوهایتان می رسید.

نظرات()
برچسب ها: اهداف ، قانون جذب ، تمرکز ، اولویت بندی ، شفافیت ،
بیست و چهارم دی 90

اهداف خود را به طور واضح مشخص کنید

• نوشته شده توسط: سعید شعبانی


تا زمانی که به طور کاملا شفاف ندانید چه می خواهید، قادر نخواهید بود به هر آنچه می خواهید دست یابید.

نظرات()
برچسب ها: قانون شفافیت اهداف ،
هفتم آبان 90

می‌خواهی بمانی؟ نوآور باش! راه دیگری نیست!

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

راه سوم-احمد حلت-مجله موفقیت شماره222

 

 


 


می‌خواهی بمانی؟ نوآور باش! راه دیگری نیست!
هر روز که به دفتر مجله می‌آیم سر راهم، چند دقیقه‌ای مانند بقیه مردم، کیوسک بزرگ روزنامه‌فروشی سر خیابان را هم تماشا می‌کنم. طبیعی است که ابتدا دنبال مجله موفقیت می‌گردم تا آن را بین مجلات دیگر و کنار آنها ببینم و از این طریق به نقص‌ها و کاستی‌ها و صد البته برتری‌ها و امتیازات مجله به صورت عملی و از دید یک مخاطب پی ببرم. اما تازگی‌ها یافتن مجله موفقیت در بین مجلات دیگر کمی برایم مشکل شده است. نه از این بابت که موفقیت جلوه کمتری دارد و یا در گوشه‌ای کور قرار داده شده است، بلکه از این جهت که لوگو و آرم موفقیت با همین خط نستعلیقی که از شماره‌های نخست به عنوان لوگوی شاخص مجله موفقیت شناخته شده روی مجلات دیگر هم با ترفند و زیرکی نقش بسته است و این اتفاق از یک بابت شادی‌بخش و جالب و از سوی دیگر تاسف‌برانگیز و غم‌انگیز است. این اتفاق موجب شادی من می‌شود چرا که نشان از موفقیت مجله موفقیت دارد و این‌که مجلات دیگر برای شکار مخاطب مجبورند به نشان شاخص موفقیت متوسل شوند و از او مدد جویند. این بهترین گواه جذابیت موفقیت و علاقه مخاطبان به این مجله است و باعث افتخار و مباهات ماست. و به راستی چرا شاد نباشیم وقتی می‌بینیم زمانی یک تلاش می‌تواند موفقیتی شناخته شود که تایید لوگو و آرم موفقیت روی آن باشد!؟ این نشانگر آن است که هنوز نوآوریم و در نوآوری و تازگی پیشتازیم و قید و بندهای تقلید از دیگران دست و پای ما را نبسته است. این آزادی و داشتن فرصت کافی برای ابتکارعمل، شادی و اعتمادبه‌نفس عجیبی را در بین تیم موفقیت جاری ساخته که مطمئن هستم بی‌نظیر است. اما از سوی دیگر این اتفاق باعث غم و افسوس و اندوه هم می‌شود چرا که حکایت از خالی بودن دست مجلاتی دارد که به خاطر نداشتن مخاطب مجبورند با تقلید از اسم و .....

 ١٠:٢٨ - شنبه ٣٠ مهر ١٣٩٠ - تعداد نظرات :


نظرات()
برچسب ها: دکتر حلت ،
یکم آبان 90

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

 

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات

 

 


 

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات
3 لغایت 10 آبان 1390
همراهان صمیمی:
منتظر دیدار شما در غرفه موفقیت هستیم.
مکان:تهران-خیابان شهید بهشتی-مصلای بزرگ امام خمینی(ره)
در غرفه موفقیت ضمن بازدید محصولات وخدمات موسسه ، می توانید ،هر روز با یکی از اعضای تیم موفقیت ملاقات کنید.
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 9-22861807 تماس حاصل فرمایند.


نظرات()

شانزدهم مهر 90

بادبادک بالاتری می‌خواهی، نخ بلند‌تری به آن ببند!

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

راه سوم-

 


احمد حلت-مجله موفقیت شماره221

بادبادک بالاتری می‌خواهی، نخ بلند‌تری به آن ببند!

کنار ساحل دریا نشسته بودم و به مسابقه پرواز بادبادک بچه‌ها نگاه می‌کردم. یکی از بچه‌ها که پدری پولدار داشت بادبادکی گران‌قیمت را به پرواز درآورده بود که در ارتفاع بیست‌متری بالای سر ما مانند اژدها در هوا تکان می‌خورد. اما پسربچه فقیری با پارچه نازک و چسب و نی برای خودش بادبادکی ساده ساخته بود که در عین سادگی از همه بادبادک‌های ساحل بیشتر اوج گرفته بود. او یکه‌تاز بلندترین ارتفاع بود و از این بابت به خود می‌بالید. حتی آنها که زیباترین و گران‌بهاترین بادبادک‌ها را داشتند حسرت اوج و ارتفاع پرواز بادبادک دست‌ساز پسربچه فقیر را می‌خوردند. به خاطر دارم که چندین بار پسری که بادبادک اژدهایی داشت با حسرت به پسربچه فقیر می‌نگریست و از او راز پرواز در اوج را می‌پرسید. اما او با نگاهی سرشار از شادی کودکانه می‌گفت: "راز چی؟! رازی وجود ندارد!"
اما من خوب می‌دانستم که رازی هست و آن راز بزرگ نخ طولانی‌تری است که پسربچه فقیر به بادبادک دست‌سازش بسته بود. او چون بادبادک خود را از مغازه به صورت آماده نخریده بود در نتیجه محدود به طول نخ استاندارد بادبادک‌های معمولی نبود و می‌توانست هر چه دلش بخواهد نخ به ته بادبادکش ببندد. بادبادک او بالاتر و بالاتر می‌رفت چون نخ طولانی‌تر نسبت به بقیه به آن بسته شده بود و این همان راز سوم این شماره است که اگر آن را دریابیم می‌فهمیم چرا خیلی از بچه‌هایی که در رفاه و آسایش کامل به سر می‌برند در زندگی اجتماعی نمی‌توانند مانند بچه‌های فقیر و محروم اوج بگیرند و به مدارج بالاتری دست یابند. مقصر اصلی در پایین بودن ارتفاع پرواز خیلی از عاشقان پرواز در آسمان چیزی نیست جز کوتاهی نخی که به پای ذهن خود بسته‌اند.
این نخ‌ها نامریی هستند اما وجود دارند و اجازه نمی‌دهند بادبادک آرزوهای خیلی از آدم‌ها در زندگی اوج بگیرد و به ارتفاعات بالاتری که حسرتش را می‌خورند صعود کند. خوب به اطرافتان نگاه کنید تفاوت طول نخ‌های دست و پاگیر ذهنی آدم‌ها و نقش تعیین‌کننده این نخ‌های ذهنی در محرومیت و فقر افراد دوروبرتان را به خوبی مشاهده می‌کنید.
راه سوم این شماره می‌گوید: "مهم نیست بادبادک تو چقدر گرانبها و زیبا و اصیل و بی‌نظیر باشد. اگر نخ کوتاهی به پای آن می‌بندی بدان که آرزوی پرواز در اوج آسمان را برای همیشه از این بادبادک گرفته‌ای. درست مثل عقابی که شهپرهایش را با قیچی بزنند و در میان دشت رهایش کنند. کسی که دست و پای خودش را به قید و بندهای ذهنی می‌بندد هرگز نمی‌تواند مسافت طولانی از آرامشکده ذهن خود دور شود و همیشه به اندازه‌ای می‌تواند دل به دریا بزند و خطر کند که طول طناب قیدها و درازی بندهایش اجازه می‌دهند."
وقتی فیلمی تماشا می‌کنی که مستقیم یا غیرمستقیم به تو می‌گوید آدم‌هایی با ویژگی‌های تو عاقبتی این چنینی خواهند داشت و یا از رسیدن به این چیزها تا ابد محروم خواهند ماند در واقع داری نخ آرزوهای خود را به اندازه‌ای که قصه‌گوی فیلم در ذهن خود داشته کوتاه می‌کنی. وقتی کتابی می‌خوانی که به تو القا می‌کند حد پرواز تو در آسمان آرزوهایت این‌قدر بیشتر نیست و تو محکوم به پریدن در آسمان‌های کم‌ارتفاع هستی، در واقع انگار قیچی برداشته‌ای و نخ بادبادک آرزوی خود را از چیزی که هست به چیزی که نویسنده کتاب خیال می‌کند کاهش می‌دهی. برای همین همیشه توصیه می‌کنند در مورد ایده‌ها و آرزوهای طلایی و بزرگ خود با کسانی که کم‌جنبه هستند و ظرفیت ندارند صحبت نکن. فقط صحبت کردن خشک و خالی با این افراد حتی اگر هیچ چیزی هم نگویند می‌تواند سقف آرزوهای تو را کوتاه کند و نگاه بلندپروازانه تو به زندگی را به ارتفاعات پست بکشاند. جایی که آرزوی بزرگ داشتن مال از ما بهتران است و تو باید به زندگی بخور و نمیری که برحسب اتفاق و به طور شانسی برایت مقرر شده راضی شوی.
قیچی‌هایی که برای بریدن و کوتاه کردن نخ‌های بادبادک آرزوها در دوروبر آدم‌ها وجود دارند کم نیستند.
یک نمونه از این قیچی‌ها آدم‌های بی‌کفایتی هستند که به مدد فریب و دروغ و ناراستی موفق شده‌اند بادبادک خود را تا ارتفاعی بلندتر از بقیه به پرواز درآورند. اگر قرار باشد یک انسان خودساخته، با دستان خالی بادبادکی خاص خود بسازد و به آن هر اندازه نخ که دوست دارد ببندد و در آسمان به پرواز درآورد که دیگر کسی برای بادبادک‌های ظاهرا اوج‌گیر بی‌کفایت‌ها اهمیتی قایل نمی‌شود. به همین خاطر بی‌کفایت‌ها به گرد خودساخته‌ها جمع می‌شوند و برای آنها از بی‌ارزشی آسمان و پرواز صحبت می‌کنند و این‌که چگونه با هیچ زحمتی و سختی موفق شده‌اند ارتفاع بگیرند و در اوج به تماشای بقیه بپردازند.
برای نمونه ببینید چگونه وقتی یک شاگرد معمولی ناگهان درس‌خوان می‌شود و نمراتش عالی می‌شوند، تیم شاگرد ممتازهای سفارشی مدرسه ناگهان برآشفته می‌شوند و او را تحقیر می‌کنند و از سخت بودن امتحانات بعدی و سابقه ضعیف گذشته‌اش می‌ترسانند.
یا وقتی یکی از کارمندان شرکت تصمیم به تلاش و فعالیت بیشتری می‌گیرد، آنها که می‌خواهند اوضاع همین‌طوری که هست بماند دست به کار می‌شوند و به شکل‌های مختلف سعی می‌کنند تلاش مضاعف او را زیر سوال ببرند و بی‌ارزش سازند و یا برعکس در این تلاش به دنبال دلایل بدخواهانه بگردند.
خودساخته‌هایی که خودشان بادبادک آرزوهایشان را می‌سازند و خودشان هر اندازه که بخواهند نخ به بادبادکشان می‌بندند را خیلی‌ها دوست ندارند. آنها برای کسانی که عمری را در چارچوب قید و بندهای دست و پاگیر خود را اسیر کرده‌اند اصلا جالب نیستند و برعکس مشکل‌آفرین و خطرساز هم تلقی می‌شوند.
درست مثل راننده‌های مرد که وقتی با خانواده سوار ماشین هستند و می‌بینند راننده اتومبیل کناری خانمی است که با تسلط مشغول رانندگی است برمی‌آشوبند و با غرولند و حتی ایجاد مانع و مزاحمت سعی می‌کنند ثابت کنند که مردان برای رانندگی در مواقع دشوار و بحرانی و شلوغ ماهرتر و تواناتر از خانم‌ها هستند. این آقایان عمری تلاش کرده‌اند نخ بادبادک آرزوی رانندگی همسر و دخترانشان را در منزل کوتاه کنند و وقتی در خیابان بانویی را می‌بینند که راحت و آسوده و از همه مهم‌تر مسلط مشغول رانندگی‌اند، در واقع تمام بافته‌های خود را نقش بر آب می‌بینند.
راه سوم این شماره می‌گوید: "اگر بادبادکی می‌خواهی که ارتفاع بالاتری برود، کافی است نخ بلندتری به آن ببندی اما بدان که بادبادک‌بازهای قیچی به دست در دوروبر تو کم نیستند که به شکل‌های مختلف یا وادارت می‌کنند خودت نخ بادبادکت را کوتاه کنی و یا در کمین هستند تا به محض این‌که حواست پرت شد و مشغول به کاری فرعی و نامهم شدی، نخ بادبادک تو را کوتاه کنند."
راه سوم این شماره را آن دسته از افرادی که بدون داشتن ماشین تصمیم می‌گیرند گواهینامه بگیرند خوب می‌فهمند. این افراد اگر اراده‌ای قوی برای تا آخر راه رفتن را در خود زنده نگه ندارند خیلی سریع توسط آدم‌هایی که گواهینامه ندارند و یا از پشت فرمان نشستن این افراد راضی نیستند مایوس می‌شوند و شرکت در کلاس و آزمون رانندگی را به تاخیر می‌اندازند. آیا می‌دانید که جمله کلیشه‌ای و یکسانی که همه این ناامید‌سازهای حرفه‌ای برای انصراف می‌گویند چیست؟ آنها می‌گویند: "تو که الان ماشین نداری! گرفتن گواهینامه به چه دردت می‌خورد؟ بگذار هر وقت صاحب ماشین شدی آن موقع به دنبال گواهینامه برو!" و من آدم‌های زیادی را می‌شناسم که موهای سرشان سفید شده و سن و سالی از آنها گذشته اما همیشه به خاطر همین استدلال به ظاهر ساده و منطقی سراغ آزمون رانندگی نرفته‌اند. اگر خوب به جمله کلیشه‌ای و قالبی مورد استفاده اشخاص ناامید‌ساز دقت کنید می‌بینید که کاری که این جمله انجام می‌دهد دقیقا نقش یک قیچی برای کوتاه کردن نخ آرزوی بادبادک رانندگی است. قیچی‌ای که متاسفانه برای خیلی‌ها کار می‌کند و آنها را برای مدت‌ها از لذت رانندگی و شکوفایی مهارتی ساده در وجودشان محروم می‌سازد.
راه سوم این شماره همچنین رازی بزرگ برای آن دسته از افرادی را برملا می‌سازد که زندگی معمولی خوبی دارند اما همیشه حسرت آن را می‌خورند که چرا آدم‌های دوروبرشان با وجود استعداد ضعیف‌تر و ناتوانی بیشتر از آنها جلوترند و از امکانات و مواهب بیشتری برخوردار هستند. آن راز بزرگ چیزی نیست جز اصرار این آدم‌ها به کوتاه نگه داشتن نخ بادبادک آرزوهایشان. در واقع آنها خودشان با دست خود، نخ بادبادک آرزوهای خود را هر روز کوتاه می‌کنند و بال پرواز مرغ خیال خود را هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزند می‌چینند و لبه کلاهی که خود بر سر می‌گذارند را هر روز بلندتر می‌کنند تا آسمان کمتری مقابل چشمان آنها دیده شود.
در واقع دلیل خیلی ساده این‌که چرا آدم‌های ناتوان و ضعیف اطراف آدم‌های توانمند و قوی رشد بیشتری می‌کنند و آنها را کنار می‌زنند و امکانات بیشتری نصیب خود می‌سازند تنها و تنها نخ طولانی است که انسان‌های ضعیف به دست و پای خود بسته‌اند. حتی خیلی از این افراد ضعیفی که بادبادک خواسته‌هایشان به ارتفاعات بالاتر می‌روند و هر روز هم بیشتر اوج می‌گیرند با وجود ضعف و ناتوانی واضحی که دارند به خاطر این‌که اصلا به طول مشخصی از نخ و طناب مقید نیستند نسبت به افراد توانمندی که نخ‌های قید و بند ذهنی‌شان هر روز ضخیم‌تر و انبوه‌تر می‌شود همیشه سرتر و جلوتر و پیشگام‌تر هستند. و این نقطه ضعف اصلی افراد توانمند اما عقب‌مانده و محروم است.
وقتی انسانی علاوه بر مهارت و شغلی که در آن آموزش دیده و یا مدرک دارد، به سراغ شغل و مهارت جدیدی می‌رود در واقع دارد نخ بادبادک توانمندی و آرزوی خود را بلندتر می‌کند.
وقتی شخصی ورزش می‌کند و به طور منظم به تحرک و تمرینات ورزشی می‌پردازد. در حقیقت دارد نخ بادبادک سلامتی و طول عمر خود را طولانی‌تر می‌کند و در مقابل وقتی کسی به سراغ کشیدنی‌های دودی اعم از سیگار و قلیان و پیپ می‌رود در حقیقت شبیه کسی است که خودش با دست خودش نخ عمر خود را کوتاه می‌کند.
هر تست اضافه‌ای که یک دانش‌آموز پشت‌کنکوری می‌زند دقیقا مانند آن است که یک سانتی‌متر به طول نخ قبولی خودش اضافه می‌کند و هر روزی که هدر می‌دهد و هر فرصتی که می‌سوزاند شبیه آن است که به نخ افزایش رتبه بقیه اضافه می‌کند.
راه سوم این شماره شاید به مذاق بعضی خوش نیاید! به خصوص کسانی که دوست دارند تقصیر محرومیت و ناکامی‌های زندگی خود را به گردن شرایط و عوامل بیرونی بیندازند. اما حقیقت این است که مقصر وضعیت زندگی فعلی همه آدم‌ها در مرحله اول خود آنها هستند. آنها به دست خود و با پذیرش القای اطرافیان نخ آرزوها و تلاش خود را هر روز کوتاه می‌کنند و اتفاقا هر روز هم این کار را انجام می‌دهند تا مبادا بادبادک خواسته‌هایشان اوج نگیرد و بالاتر نرود.
خیلی‌ها در شهر خود نمی‌توانند شغل مناسبی به دست آورند، اما هیچ‌وقت به شهرهای پردرآمدتر کوچ نمی‌کنند چرا که نخ ذهنی‌شان تا دم دروازه‌های شهر خودشان بیشتر دوام نمی‌آورد و همین که چند قدم از شهر خود فاصله می‌گیرند آن‌چنان دچار وحشت می‌شوند که با اولین وسیله و به هر زحمتی که هست سر جای اول خود برمی‌گردند.
آنها با وجودی که می‌‌دانند در فاصله دورتری از محلی که به آن عادت داده شده‌اند می‌توانند راحتی و درآمد بیشتری به دست آورند اما تا آخر عمر به آن‌جا نمی‌روند و خود و خانواده خود را به زحمت ماندن در شرایط سخت قانع می‌کنند. در حقیقت سختی و درماندگی و محرومیتی که خیلی از این قبیل اشخاص نصیبشان می‌شود به دلیل نخ ذهنی کوتاهی است که مانع از پرواز آنها می‌شود و مشکل این‌جاست که این اشخاص بی‌آن که بدانند خودشان شبانه‌روز در حفظ این نخ ذهنی و کوتاه کردن آن زحمت می‌کشند و یک لحظه نیز از آن دست برنمی‌دارند.
راه سوم این شماره راه ساده اوج گرفتن را معرفی می‌کند. می‌خواهی بالاتر بروی و فعلا نمی‌توانی خود را از نخ ذهنی‌ات رها کنی، پس لااقل آن را هر روز طولانی‌تر کن. بگذار اوج آسمان به تو نشان دهد که چقدر استعداد برای پرواز داری و چقدر شایستگی برای فتح قله‌های بلند در عمق وجود تو نهفته است. وقتی به قله برسی خواهی دید که دیگر هیچ اثری از نخ‌های محدودسازی ذهنی نیست. و تازه آن موقع است که نگاه تو به سمت آسمان کشانده می‌شود.

 

 


نظرات()

دوم دی 88

10 سال آینده را پیش بینی کن (دکتر حلت

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

10 سال آینده را پیش بینی کن (دکتر حلت

10 سال آینده را پیش بینی کن (دکتر احمد حلت)


 

 
یکی دیگر از سمینارهای آموزشی دکتر احمد حلت ( مدیر مسئول مجله موفقیت) که 7 راز موفقیت و داشتن یک زندگی ایده آل را بیان می کند.
شما در این سمینار با 7 راز بسیار مهم برای رسیدن به آرزوهایتان آشنا می شوید :
داشتن افکار مثبت
داشتن کلام مثبت
و...
بیوگرافی دکتر احمد حلت:
احمد حلت در 17 بهمن 1341 در یكی از مناطق مركزی شهر تهران به دنیا آمد. در رشته ریاضی و فیزیك فارغ التحصیل و جهت تحصیل در علوم روان شناسی وارد دانشگاه شد. پس ا ز آن در دانشگاه علامه طباطبایی رشته علوم ارتباطات و روزنامه ‌نگاری را به پایان برد. سپس موفق شد در اردیبهشت ماه 1384/ می 2006 مدرك دكترای روان‌شناسی بالینی خود دریافت كند.او در سال 1368 برای اولین بار و به صورت رسمی به آموزش تكنیك‌های موفقیت در كنار آموزش تندخوانی پرداخت. ایشان نام خود را به عنوان اولین ایرانی آموزش دهنده راهكارهای موفقیت در ایران و خاورمیانه ثبت نمود، و تاكنون بیش از دو میلیون نفر تحت آموزش مستقیم تكنیك‌های موفقیت در كشور قرار گرفته‌اند. حلت در سال 1377 به انتشار مجله موفقیت پرداخت. مدیر مسوول و صاحب امتیاز ماهنامه موفقیت اینك رهبری تیم موفقیت ایران را عهده‌دار است. در اغلب شهرها و دانشگاه‌های مهم كشور به ارائه سمینارهایی تحت عناوین مختلفی كه در ادامه آمده، اقدام نمود. حلت همواره در فكر نوآوری و خلاقیت بوده و موسسه فرهنگی همه راز موفقیت نیز از جمله موسسات تحت سرپرستی ایشان با هدف گسترش فرهنگ مثبت‌نگری و موفقیت است. استاد حلت طرح جهانی دهكده موفقیت را در فروردین ماه 1380 به مردم خوب كشورمان هدیه داد. او معتقد است روزی دهكده جهانی موفقیت به بزرگترین مركز تحقیقاتی جهان تبدیل خواهد شد و البته این حق مسلم ایرانیان است. استاد حلت بیش از 200 برنامه در شبكه جهانی جام جم ارائه نمود و در این برنامه‌ها به ایرانیان ساكن كشورهای مختلف جهان رازهای كسب موفقیت و شادابی در زندگی را آموزش داد. او محبوبیت چشمگیری در این برنامه‌ها پیدا كرد. تا جایی كه به عنوان كارشناس منتخب شبكه جهانی جام جم انتخاب شد. هدف اصلی استاد ترویج و اشاعه فرهنگ مثبت‌نگری در جامعه است. او معتقد است به راز بزرگ موفقیت و قدرت دست یافته كه مصداق آیه و اما بنعمت ربك فحدث آن را با خلوص نیت در اختیار هم میهنان عزیزش قرار می‌دهد.

1387


نظرات()

هفتم مرداد 87

!!!!!!!!!!!!!!

• نوشته شده توسط: مـــریم سادات رزّاز

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد

اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است

زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند

در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید

شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد

زمان از شما قدرتمندتر است

نظرات()

  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5