تبلیغات
کائنات برای شما & ( جملات عارفانه عاطفی ... ) - !!!!!!!!!!!!!!
هفتم مرداد 91

!!!!!!!!!!!!!!

• نوشته شده توسط: مـــریم سادات رزّاز



مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله

کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود .


سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به

سمت انها می اید و میگوید :"تو یک قهرمانی" .


فردا در روزنامه ها می نویسند :


یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم

پس روزنامه های صبح می نویسند:


امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم


از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی


"من ایرانی هستم"


فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :


یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !

نظرات()