تبلیغات
کائنات برای شما & ( جملات عارفانه عاطفی ... ) - مطالب محمدجواد میرزابیگی
هفتم آبان 91

اسراف محبت...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی


دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است.



نظرات()

هفتم مهر 91

قلب سیاه...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

وقتی كبوتری با كلاغ ها معاشرت میكند

پرهایش سیاه نمی شود

ولی قلبش سیاه می شود


نظرات()

بیست و هفتم شهریور 91

کاش...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

کــــــــاش ...

گاهی زنـــــــــدگی

[◄◄
|] [ ] [■] [►] [|►►]

داشت...

.

نظرات()

دهم شهریور 91

باران....

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

پارسال با او زیر باران راه میرفتم ....

امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشك هایم دیدم




شاید باران پارسال 

اشك های فرد دیگری بود...


نظرات()

هفتم شهریور 91

مـــرا ببخــش....

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

مـــرا ببخــش....                                                                                              
اگـــر به تو پیــــله کرده ام....                                                                                      
قــدری طاقــت بیــــار                                                                                           
پـــروانه میشوم و مــــی روم ...

نظرات()

دوم شهریور 91

...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی


هیچ چیز بیهوده تر از با جدیت و تلاش انجام دادن کاری نیست که اصلاً نباید انجام شود!

نظرات()

یکم شهریور 91

...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

   این آزمایش نهایی یک انسان باشخصیت است:

    احترام برای افرادی که هیچ امتیازی برای او ندارند. 

نظرات()

ششم مرداد 91

ظاهر و باطن بعضی از جمله آدمای مجازی..

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی




کمی در محیط مجازی محتاط تر باشیم .... @

نظرات()

دوم مرداد 91

بدان که روشنی ...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

با شمع های خاموش

باد

کاری ندارد


اگر بر تو سخت می گذرد

بدان که

روشنی


نظرات()

سیزدهم خرداد 91

بازی با هم بودن ....

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی


.

آدمــها کنــارت هستند.

تا کـــی؟

تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.




از پیشــت میروند یک روز...‍

کدام روز؟

... وقتی کســی جایت آمد.




دوستــت دارند.

تا چه موقع؟

تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند.



میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه.

نه... فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود.

و این است بازی باهــم بودن .....................



نظرات()

شانزدهم اردیبهشت 91

بقای رابطه ...

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

در دنیای واقعی بقای رابطه فقط در یک صورت امکان پذیر است :

 بکوشید که نسبت به طرف مقابل بخشنده و دهنده باشید نه اینکه بخواهید چیزی بدست آورید.

آنتونی رابینز

نظرات()

بیست و یکم بهمن 90

امروز و فقط امروز

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها

در آسمان نمی تابند، ناراحت نشو، حتما دارن با تو

قایم باشک بازی می کنن، پس با آنها بازی کن.

امروز هرچه قدر بخندی و هرچه قدر عاشق باشی،

از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش.

امروز هرچه قدر  دلها رو شاد کنی،

کسی به تو خورده نمیگیره، پس شادی بخش باش.

امروز هرچه قدر آرزو کنی،

چشمه آرزوهات خشک نمیشه، پس آرزو کن.

امروز هرچه قدر خدا را صدا کن ،خدا خسته نمیشه،

پس صدایش کن، او منتظر توست...

او منتظر آرزوهایت، خنده هایت، گریه هایت

ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است.


امروز امروز است، امروز جاودانه است

و امروز زیباترین روز دنیاست


منبع : http://dastanhayenamaz.blogfa.com
سرکار خانم فاطمه سیدان

نظرات()
برچسب ها: امروز ،
شانزدهم بهمن 90

ماهی - اقیانوس - نهنگ -

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی



از رویارویی با مشکلات نترسید



زیرا :




ماهی در اقیانوس تبدیل به نهنگ می شود !!




نظرات()

نهم بهمن 90

راز قانون جذب و تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها !!!!

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

درمرحله اول

بیاد ییاورید شما یک میدان انرژی هستید نه یک بدن فانی- بیاد میارید یک نیروی بزرگتری تو دنیا هست که شما میتونید برای رسیدن به خواسته هاتون از اون استفاده کنید- بانکی وجودداره که خیلی بیشتراز پولی که شما از خودتون دارید میتونه روی آرزوهای خوبتون سرمایه گذاری کنه

اگه تا بحال از وجود این سیستم بانکی بیخبر بودید این مرحله ذهنتون رو باز میکنه تا آماده پذیرش یک وام هنگفت از نیروی بیکران کیهان باشید



پس گام اول :


34مرتبه ذکر الله اکبر(خدا بزرگه ) رو بگید و همزمان شروع به اندیشه کنید

بیاد بیاورید نیروی بیکران از نیروی ما بزرگتر است  بزرگتراز نیرویی که ما در بازوانمان داریم

بزرگتراز نیرویی که پول ما برایمان فراهم میکند  بزرگتر از نیرویی که ما از ارتباطاتمون داریم بزرگتر از نیرویی که انسانها میتوانند داشته باشند

اگر به یک شاخه علمی خیلی علاقه دارید به پیچیدگیهاو رازهای اون شاخه علمی فکرکنید ( مثلا به رازی که در اثرانگشت ما انسانها وجود داره که هیچ دونفری اثر انگشت یکسان ندارند)

وقت گفتن الله اکبر به معنیش فکر کنید خدا بزرگتر است با این معنی باید مدیتیت کنید یعنی این معنی رو تصور کنید

شواهد ذهنیتون رو برای این معنی بیاد بیارید

1-      چیزهایی که بیاد میاورید میتونه خیلی عمومی باشه

مثلا خودتون رودرنظربگیرید که یکی از 7 میلیارد آدمی هستید که دارید روی کره خاکی زندگی میکنید. کره زمینی که  یکی از کرات منظومه شمسیه و خورشید ستاره اونه  به این فکر کنید که خورشید یکی از ستارهای کوچک کهکشان راه شیریه و این کهکشان با این همه ستاره که هر کدوم سیاره های بسیاری مثل زمین دارند ، یکی از کهکشانهاییه که خدا خلق کرده  اگه چند لحظه به عظمت این کهکشان ها فکر کنید بزرگی خدا رو بهترمیتونید  احساس کنید(الله اکبر)

چیزهای زیادی از این دست هستند مثلا میتونید بیاد بیاورید هزاران سلولی در یک نقطه از بدنتون وجود دارند و درون هر سلول  کروموزوم ها درحد نانو  وجود دارند که تمام خصوصیات اخلاقی !!! شما دراونها ثبت وضبط میشه و...

به اتمها فکر کنید که میلونها اتم در نوک سوزنی جا میگیرند و حامل انرژی عظیمی هستند که وقتی اون رو آزاد میکنند  فجایعی مثل  ناکازاکی و هیروشیما به وجود میاد که هزاران انسان دردم جان می بازند

به موجودات زیر دریا فکر کنید که میگن تنوعشون بیشتراز  تعداد حیوانات روی زمینه و  چیزهای زیادی که حیرت شما رو بر می انگیزه وشما بی اختیار میگید (الله اکبر)

2-      چیزهایی که بیاد میآورید میتونه خیلی خصوصی باشه

مثلا بیاد بیارید اتفاقات و معجزاتی که تو زندگیتون افتاده ( من چند بار تصادف وحشتناک داشتم یکبار با سرعت زیاد از پل مرگ جاده هراز با ماشین ازپل اویزون شدم، دقیقا یادمه که وقتی ماشین از پل خارج شد و ما به سمت پایین درحال سقوط بودیم و عمق اون دره  رو به چشم میدیدم با مرگ چند لحظه فاصله داشتم اما چرخ ماشین به سنگی گیر کرد و مانع ادامه سقوطمون به ته دره شد وقتی اون لحظه رو بیاد میارم که  اگه به ته دره رسیده بودیم بطرز وحشتناکی میمردیم ، ناخوداگاه میگم  خدای من خیلی بزرگه که خواست جون سالم  ازاین  واقعه به در ببریم و میگم (الله اکبر) همون کلمه ای که وقتی از ماشین اومده بودیم بیرون مردمی که تصادف رو دیده بودن و حیرت زده از اینکه ما زنده بودیم میگفتن

حتما شما هم تو زندگی شخصیتون چیزهی زیادی دارید که قدرت خدارو توش به وضوح میتونید ببینید وپی به نیروی بیکرانش ببرید

بعداز اینکه  با این حضور قلب ذکر الله اکبر رو گفتید و ذهنتون باز شد ، مرحله دوم اجرای قانون جاذبه رو آغاز کنید

شما با دستگاههای گیرنده امواج از جمله رادیو، تلوزیون کار کردید وخوب میدونید که میشه موج رادیوتونو روی کانالی تنظیم کنید که اخبار رو درست و صحیح به گوش ما میرسونه و برعکس میتونید کانالی روی بگیرید که همه اخبار رو وارونه بیان میکنه و فقط دروغ میگه. بعضی از شبکه های تلوزیونی  اتفاقات خوب رو خوب و بعضی از همین شبکه های تلوزیونی اتفاقات خوب رو بد جلوه میدن و گزارش میدن

درمورد دستگاه فرستنده امواج فکری هم به همین صورته. شما میتونید امواج فکریتون رو روی کانالی تنظیم کنید که هر  چیزی رو که آرزو میکنید به همون صورت بهتون برگردونه و برعکس میتونید افکارتون رو روی کانالی تنظیم کنید که سفارشات شما رو برعکس اجراء کنه و باید بدونید که کانال شکر گذاری یکی از کانالهاییه که احساس خوب به شما میده (احساس خوب یعنی بازگردوندن همون چیزی که دقیقا طلب کرده بودید)

اگه  عادت به شکر گذاری کنید زندگیتون هر روز بهتر و بهتر میشه  چیزی که  عرفا بارها به ما تاکیدکردن

به قول مولانا :          شکر نعمت نعمتت افزون کند       کفر نعمت از کفت بیرون کند

شکر گذاری بخاطر همه چیزهای خوبی که جود داره و همه چیزهای خوبی که وجود داشته و برای ما مفید بوده 

وقتی شکر گذاری میکنیم درواقع داریم طول موج ذهنیمون رو روی موج دقیق ارسال خواسته ها تنظیم میکنیم

دقیقا احساسی رو بدست میاریم که خواسته هامون عینا رخ بدن نه اینکه چیزی شبیه اونچه که  ما خواسته بودیم یا حتی برعکس

اگر به آرزوتون برسید چه حسی میخواهید داشته باشید؟ احساس لذت ؟ آرامش؟ شادی؟

درواقع احساسی رو که میخواهید بعداز  براورده شدن آرزوتون داشته باشید باید الان خلق کنید




گام دوم :


33 مرتبه الحمدلله (خدایا شکرت ) روبگید  همزمان که مصادیق عینی اون رو تصورمیکنید.


برای اینکه این احساس ایجاد بشه به چیزهای خوبی که دارید فکر کنید. میتویند چشمهاتون روببندید و به چشمهاتون فکر کنید اگه این چشمها نبودند زندگی  براتون چه معنی داشت؟ به خانوادتون فکر کنید اگه نابینا بودید  و نمیتونستید اونها رو ببینید ؟درس خوندن فیلم دیدن و....

این چشمها براتون واقعا چقدر می ارزن ؟ براش قیمت تعیین کنید؟ و حالا فکر کنید با داشتن این چشمها چقدر خوشبختید وعجب سرمایه زیادی به شما دادهه شده ؟ آیا شده روزی یکبار ازخدا برای داشتن این سرمایه عظیم تشکر کنید؟ 

هزاران نفر مثل ما وجود دارند که مادرزاد نابینا به دنیا اومدند؟ یایک حادثه ساده که در زندگی ما هم اتفاق افتاده مثلا ک تب شدید  نابیناشون کرده  فکر میکنید  حقشون بوده؟ یا حساب اونها از ما جداست؟؟ نه هیچ فرقی با ما نداشتن ولی الان آرزو دارند یکی از فیلمهای قشنگی که مادیدیم دیده باشن _آرزو دارن کی از نزدیکانشون رو یک لحظه ببینند- یک کتاب شعر بخونن

حالا چشماتون رو باز کنید واز وجوداین نعمت بزرگ تشکر کنیدو بگید(الحمدلله)

گاهی پیش اومده که ده ها بار بدون وقفه یک موزیک رو پشت سر هم گوش کرده باشیم و هربا آنقدر لذت برده باشیم که دوبار از نو گوش کنیم وخودمون هم  باخواننده خونده باشیم. بعضی از ما که  بدون موزیک ،زندگی براشون سخته واقعا خیلی از دوستان رو میشناسم که موبایل رو بیشتر برای موزیک گوش کردن میخرند تا  تماس گرفتن

بعضیا وقت زیادی رو صرف مطالعه زندگی  خواننده مورد علاقشون میکنن در حالیکه اگه از نعمت شنوایی برخوردار نبودیم هرگز نمیتونستیم به هیچ آهنگی گوش کنیم پس بیایید به شنوایی فکر کنید خداروبخاطرش شکر کنید و بگید(الحمدلله )

حتی اگه اصلا اهل موسیقی نیستید  اون لحظات رو بیاد بیارید که وسط خیابون با بوق ماشین ازجا پریدید که اگه اون لحظه غفلت کرده بودید دیگه الان سالم وسلامت نبودید پس بازهم تشکر کنید از بابت این نعمت بزرگ (الحمدلله)

لحظاتی اززندگی رو بیاد بیارید که فشارزندگی میخواسته کمرتو بشکنه و به قول معروف به مویی رسیده اما پاره نشده وبازهم با ایمان بگید الحمدلله

بیاد بیارید لحظاتی رو که زیر بارمشکلات داشتیم خفه میشدیم و باخودمون گفتیم : خدایا اگه این مشکل حل بشه تاآخر عمر سپاسگذارخواهم بود ولی  به محض رفع دن مشکل  اونو رها کردیم و به سراغ  ادامه زندگی رفتیم بدون اینکه بیاد بیاریم یک تشکر ساده بدهکاریم.

اگر چند روز بیمارستان بستری باشید و یا به هر عتی بازداشت باشید وقت رهایی از دیدن کف خیابون لذت می بریم

 مشکل ما انسانها تو تنگ نظریمونه  اگه یک اتوموبیل شخصی لوکس داشته باشیم به همه نشونش میدیم و هرروز با لذت و افتخار اونو سوار میشیم ولی اگه  همه اون رو داشته باشن،  دیگه لذتشو فکر میکنیم . فکر میکنیم  وظیفه خدا بوده که این اتوموبیل رو به ما بده و دیگه دلیلی برای شکر کردنش پیدا نمیکنیم

هزاران مثال از این دست تو زندگیمون پیدا میشه تا مدت کوتاهی که ذکر الحمدلله رو میگیم بتونیم بهش فکر کنیم بعد از بیان این ذکرها وقتی حال خوب  وجودمون رو فراگرفت با ایمان راسخ به سراغ مرحله آخر میریم


گام سوّم :


33مرتبه سبحان الله ( می پرستمت)

حالا زمان استجابت دعا ( سفارش درخواست ماست )

حالا زمان آن فرا رسیده که دقیقا روشن کنیم چه میخواهیم حالا دقیقا آینده خود را زمانی که به آرزوی خود دست یافته اید را تجسم کنید

حالا خودتون ر ببینید با آرزویی که جزئی از واقعیت شما شده فرض کنید حالا خدا به شما قول داده به آنچه میخوهید برسید  حالا با اون خواستتون چکار میکنید این رو تصور کنید

اگر خواسته شما یک اتوموبیل پژو 206 هست  تصور کنید حواله خودرو شما صادرشده وبه زودی ازایران خودرو زنگ میزنن تا برای تحویل خودرو به اونجا مراجعه کنید برنامه تون بعد از رسیدن به این خواسته چیه؟ اون رو تصور کنید مثلا من تصور میکنم بعد از گرفتن ماشینم به سراغ دوستام میرم و همشون رو میبرم تجریش و امام زاده صالح ودربند  و خلاصه شیرینی مشت بهشون میدم شما چکار میکنید؟ این صحنه رو  تصور کنید و به حول وقوت الهی ستایش کنید خدایی رو که هدفش فقط خوشنودی شماست  

آرزوتون رو درآغوش بگیرید خودتون رو مثل فوتبالیستی که گل زده و داره از خوشحالی دور زمین میدوه و فریاد میزنه و به خودش افتخارم میکنه شما هم به خودتون افتخار کنید. با اعتقاد و اعتماد کامل تصور کنید ،شک نکنید چون این شک نشانه ایمان متزلزله و

مطمئن باشید فقط یک مانع میتونه نذاره شما به آرزوتون برسید اون مانع شک شماست

این روش 100% علمی و عملیه  تصورتون هرچقدر دقیقتر باشه مطمئنا زودتر رخ میده

اگراین 3 گام رو درست انجام بدید در واقع شما سفارشتون رو به کائنات دادید و ازاین به بعد هرموقع یاد این آرزوی خودتون افتادید فقط بگید (الحمدلله) و متشکر باشید تا زمان برآورده شدن دعاتون برسه چون کائنات بهترین زمان رو برای استجابت دعای شما انتخاب میکنه شما هم بهش اعتماد کنید

بهترین روز برای اجرای این روش همین امشبه که این مطلبو خوندید پس  از همین امرز کارتون رو شروع کنید



نظرات()
برچسب ها: قانون جذب ، قانون جذب و تسبیحات حضرت فاطمه س ، قانون شکرگذاری ،
بیست و ششم دی 90

به نظر شما قانون جذب واقعیت داره ؟

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی


ْآیا قانون جذب واقعیت دارد ؟

بله این قانون کاملا واقعی است، اما تا الان کسی نتوانسته است واقعاّ آن را درست تعریف کند یا بشناسد . ولی قرآن کریم این مساله را برای ما کاملا تعریف کرده است .

برای شروع به اولین سوره قرآن یعنی سوره حمد می پردازیم . تنها سوره ای که در آن بر خلاف تمام سوره ها که خداوند با انسان صحبت می کند در این سوره انسان با خدا صحبت می کند اما پیامهای سوره حمد درباره جذب .

جذب هفت مرحله دارد (شاید یکی از دلایل عجیب بودن عدد هفت نیز همین قدرت جذب این عدد باشد (.

قبل از جذب باید به خدا پناه ببریم .بعد از آن:

مرحله اول، بسم لله الرحمن الرحیم :در این مرحله شخص باید کار را با نام خدا آغاز کند و به این کاملا ایمان داشته باشد که خداوند هیچ چیزی را برای خودش نیافریده است ، بلکه همه چیز برای ماست و خداوند منتظر شخصی است که از آفریده های خودش به او ببخشد و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است .

پس باید کاری کنیم که آن شخصی که خداوند به دنبال اوست ما باشیم.

مرحله دوم، الحمد لله رب العالمین : در این مرحله باید از خداوند به خاطر آنچه که به ما بخشیده تشکر کنیم . از چیزهای که به ما داده و از چیزهای که از ما گرفته چون خداوند هر چه که می بخشد از رحمتش است و هر چه که می گیرد از حکمتش و ما باید به خاطر هر دو از خدا تشکر کنیم و خداوند را باعث و بانی همه چیز در هستی بدانیم و غیر او را حتی یک لحظه باعث امیدمان ندانیم .

مرحله سوم، الرحمن الرحیم: خداوند را به عنوان سخاوتمند ترین در تمام هستی بشناسیم و او را خسیس نپنداریم و اما چون نام الرحمان برای امور دنیوی و الرحیم برای امور اخروی است، آن چیزی را که ما در ذهنمان داریم و می خواهیم جذب کنیم می تواند از هر دو مورد دنیوی و اخروی باشد.

مرحله چهارم، مالک یوم الدین :خداوند را باید سلطان روز جزا بدانیم و از عذاب خداوند بترسیم . یعنی در مقابل خدا احساس عجز کنیم و این احساس را که ما گنهکاریم و فقط به امید رحمت خداوند به درگاهش آمده ایم .

مرحله پنجم، ایاک نعبد و ایاک نستعین : این مرحله خیلی مهم است. یعنی اگر کوچکترین شکی به خدا داشته باشیم یا چشم امیدمان به غیر از خدا باشد یا کسی دیگر را خدا بدانیم جذب انجام نمی شود .

مرحله ششم، اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین : اما چرا بعضی چیزهای که ما می خواهیم را بدست نمی آوریم، مگر جذب درست نیست پس چرا جواب نمی دهد؟ خوب جواب این سوال را خداوند خودش داده است. خداوند می فرماید به من اعطا کن آنچه را که مرا به سوی راه راست ببرد نه آنچه را که مرا به سمت گمراهی و خشم تو ببرد. پس ببینید چون خداوند ما را دوست دارد و نمی خواهد به سمت عذاب خدا یا به سمت گمراهی پیش برویم، به همین خاطر بعضی از دعاهایمان، یا همان جذبمان را قبول نمی کند .اگر در خواسته هایمان تجدید نظر کنیم و از این عاقبت بد دورش کنیم مطمئنا به آن می رسیم .

 

منبع:

قانون جذب(یقین) وشیوه های کاربرد آن در زندگی، گردآورنده و تنظیم:حسین وهابی.


نظرات()

بیست و پنجم دی 90

راز “ چیست؟

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی



راز “ چیست؟

باب پروكتر
شاید حیران نشسته اید و از خود می‌پرسید: ”راز چیست؟“ خواهم گفت چگونه آن‌را فهمیده‌ام.
همه ما قدرتی بی‌انتها داریم و به وسیله آن كار می‌كنیم. همه ما خودمان را بر‌اساس قوانینی یكسان راهنمایی می‌كنیم. قوانین طبیعی كائنات آن‌قدر دقیق هستند كه حتی در ساختن سفینه‌های فضایی هیچ مشكلی نداریم. افراد را به كره ماه می‌فرستیم و می‌توانیم با دقتی به اندازه كسری از ثانیه زمان فرود آمدن آن‌را تعیین كنیم.
هر جا كه هستید- هند، استرالیا، نیوزلند، اسكاتلند، لندن، تورنتو، مونترال یا نیویورك- همگی با یك قدرت كار می‌كنید. تنها یك قانون وجود دارد كه همان جاذبه است!
راز همان قانون جذب است!
هر چیزی كه وارد زندگی شما می‌شود، در واقع توسط شما جذب شده است. این فرآیند جذب، توسط تصاویری صورت می‌گیرد كه در ذهنتان دارید. پس این جاذبه همان فكرتان است. هر‌اتفاقی را كه در ذهنتان می‌افتد، جذب می‌كنید.
”هر فكری كه به ذهنتان خطور می‌كند، یك چیز واقعی است. به عبارتی یك قدرت است.“

پرنتیس مالفورد (1891-1834)

نظرات()
برچسب ها: راز ،
هفتم آبان 90

می‌خواهی بمانی؟ نوآور باش! راه دیگری نیست!

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

راه سوم-احمد حلت-مجله موفقیت شماره222

 

 


 


می‌خواهی بمانی؟ نوآور باش! راه دیگری نیست!
هر روز که به دفتر مجله می‌آیم سر راهم، چند دقیقه‌ای مانند بقیه مردم، کیوسک بزرگ روزنامه‌فروشی سر خیابان را هم تماشا می‌کنم. طبیعی است که ابتدا دنبال مجله موفقیت می‌گردم تا آن را بین مجلات دیگر و کنار آنها ببینم و از این طریق به نقص‌ها و کاستی‌ها و صد البته برتری‌ها و امتیازات مجله به صورت عملی و از دید یک مخاطب پی ببرم. اما تازگی‌ها یافتن مجله موفقیت در بین مجلات دیگر کمی برایم مشکل شده است. نه از این بابت که موفقیت جلوه کمتری دارد و یا در گوشه‌ای کور قرار داده شده است، بلکه از این جهت که لوگو و آرم موفقیت با همین خط نستعلیقی که از شماره‌های نخست به عنوان لوگوی شاخص مجله موفقیت شناخته شده روی مجلات دیگر هم با ترفند و زیرکی نقش بسته است و این اتفاق از یک بابت شادی‌بخش و جالب و از سوی دیگر تاسف‌برانگیز و غم‌انگیز است. این اتفاق موجب شادی من می‌شود چرا که نشان از موفقیت مجله موفقیت دارد و این‌که مجلات دیگر برای شکار مخاطب مجبورند به نشان شاخص موفقیت متوسل شوند و از او مدد جویند. این بهترین گواه جذابیت موفقیت و علاقه مخاطبان به این مجله است و باعث افتخار و مباهات ماست. و به راستی چرا شاد نباشیم وقتی می‌بینیم زمانی یک تلاش می‌تواند موفقیتی شناخته شود که تایید لوگو و آرم موفقیت روی آن باشد!؟ این نشانگر آن است که هنوز نوآوریم و در نوآوری و تازگی پیشتازیم و قید و بندهای تقلید از دیگران دست و پای ما را نبسته است. این آزادی و داشتن فرصت کافی برای ابتکارعمل، شادی و اعتمادبه‌نفس عجیبی را در بین تیم موفقیت جاری ساخته که مطمئن هستم بی‌نظیر است. اما از سوی دیگر این اتفاق باعث غم و افسوس و اندوه هم می‌شود چرا که حکایت از خالی بودن دست مجلاتی دارد که به خاطر نداشتن مخاطب مجبورند با تقلید از اسم و .....

 ١٠:٢٨ - شنبه ٣٠ مهر ١٣٩٠ - تعداد نظرات :


نظرات()
برچسب ها: دکتر حلت ،
یکم آبان 90

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

 

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات

 

 


 

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات

دیدار با موفقیت در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات
3 لغایت 10 آبان 1390
همراهان صمیمی:
منتظر دیدار شما در غرفه موفقیت هستیم.
مکان:تهران-خیابان شهید بهشتی-مصلای بزرگ امام خمینی(ره)
در غرفه موفقیت ضمن بازدید محصولات وخدمات موسسه ، می توانید ،هر روز با یکی از اعضای تیم موفقیت ملاقات کنید.
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 9-22861807 تماس حاصل فرمایند.


نظرات()

شانزدهم مهر 90

بادبادک بالاتری می‌خواهی، نخ بلند‌تری به آن ببند!

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

راه سوم-

 


احمد حلت-مجله موفقیت شماره221

بادبادک بالاتری می‌خواهی، نخ بلند‌تری به آن ببند!

کنار ساحل دریا نشسته بودم و به مسابقه پرواز بادبادک بچه‌ها نگاه می‌کردم. یکی از بچه‌ها که پدری پولدار داشت بادبادکی گران‌قیمت را به پرواز درآورده بود که در ارتفاع بیست‌متری بالای سر ما مانند اژدها در هوا تکان می‌خورد. اما پسربچه فقیری با پارچه نازک و چسب و نی برای خودش بادبادکی ساده ساخته بود که در عین سادگی از همه بادبادک‌های ساحل بیشتر اوج گرفته بود. او یکه‌تاز بلندترین ارتفاع بود و از این بابت به خود می‌بالید. حتی آنها که زیباترین و گران‌بهاترین بادبادک‌ها را داشتند حسرت اوج و ارتفاع پرواز بادبادک دست‌ساز پسربچه فقیر را می‌خوردند. به خاطر دارم که چندین بار پسری که بادبادک اژدهایی داشت با حسرت به پسربچه فقیر می‌نگریست و از او راز پرواز در اوج را می‌پرسید. اما او با نگاهی سرشار از شادی کودکانه می‌گفت: "راز چی؟! رازی وجود ندارد!"
اما من خوب می‌دانستم که رازی هست و آن راز بزرگ نخ طولانی‌تری است که پسربچه فقیر به بادبادک دست‌سازش بسته بود. او چون بادبادک خود را از مغازه به صورت آماده نخریده بود در نتیجه محدود به طول نخ استاندارد بادبادک‌های معمولی نبود و می‌توانست هر چه دلش بخواهد نخ به ته بادبادکش ببندد. بادبادک او بالاتر و بالاتر می‌رفت چون نخ طولانی‌تر نسبت به بقیه به آن بسته شده بود و این همان راز سوم این شماره است که اگر آن را دریابیم می‌فهمیم چرا خیلی از بچه‌هایی که در رفاه و آسایش کامل به سر می‌برند در زندگی اجتماعی نمی‌توانند مانند بچه‌های فقیر و محروم اوج بگیرند و به مدارج بالاتری دست یابند. مقصر اصلی در پایین بودن ارتفاع پرواز خیلی از عاشقان پرواز در آسمان چیزی نیست جز کوتاهی نخی که به پای ذهن خود بسته‌اند.
این نخ‌ها نامریی هستند اما وجود دارند و اجازه نمی‌دهند بادبادک آرزوهای خیلی از آدم‌ها در زندگی اوج بگیرد و به ارتفاعات بالاتری که حسرتش را می‌خورند صعود کند. خوب به اطرافتان نگاه کنید تفاوت طول نخ‌های دست و پاگیر ذهنی آدم‌ها و نقش تعیین‌کننده این نخ‌های ذهنی در محرومیت و فقر افراد دوروبرتان را به خوبی مشاهده می‌کنید.
راه سوم این شماره می‌گوید: "مهم نیست بادبادک تو چقدر گرانبها و زیبا و اصیل و بی‌نظیر باشد. اگر نخ کوتاهی به پای آن می‌بندی بدان که آرزوی پرواز در اوج آسمان را برای همیشه از این بادبادک گرفته‌ای. درست مثل عقابی که شهپرهایش را با قیچی بزنند و در میان دشت رهایش کنند. کسی که دست و پای خودش را به قید و بندهای ذهنی می‌بندد هرگز نمی‌تواند مسافت طولانی از آرامشکده ذهن خود دور شود و همیشه به اندازه‌ای می‌تواند دل به دریا بزند و خطر کند که طول طناب قیدها و درازی بندهایش اجازه می‌دهند."
وقتی فیلمی تماشا می‌کنی که مستقیم یا غیرمستقیم به تو می‌گوید آدم‌هایی با ویژگی‌های تو عاقبتی این چنینی خواهند داشت و یا از رسیدن به این چیزها تا ابد محروم خواهند ماند در واقع داری نخ آرزوهای خود را به اندازه‌ای که قصه‌گوی فیلم در ذهن خود داشته کوتاه می‌کنی. وقتی کتابی می‌خوانی که به تو القا می‌کند حد پرواز تو در آسمان آرزوهایت این‌قدر بیشتر نیست و تو محکوم به پریدن در آسمان‌های کم‌ارتفاع هستی، در واقع انگار قیچی برداشته‌ای و نخ بادبادک آرزوی خود را از چیزی که هست به چیزی که نویسنده کتاب خیال می‌کند کاهش می‌دهی. برای همین همیشه توصیه می‌کنند در مورد ایده‌ها و آرزوهای طلایی و بزرگ خود با کسانی که کم‌جنبه هستند و ظرفیت ندارند صحبت نکن. فقط صحبت کردن خشک و خالی با این افراد حتی اگر هیچ چیزی هم نگویند می‌تواند سقف آرزوهای تو را کوتاه کند و نگاه بلندپروازانه تو به زندگی را به ارتفاعات پست بکشاند. جایی که آرزوی بزرگ داشتن مال از ما بهتران است و تو باید به زندگی بخور و نمیری که برحسب اتفاق و به طور شانسی برایت مقرر شده راضی شوی.
قیچی‌هایی که برای بریدن و کوتاه کردن نخ‌های بادبادک آرزوها در دوروبر آدم‌ها وجود دارند کم نیستند.
یک نمونه از این قیچی‌ها آدم‌های بی‌کفایتی هستند که به مدد فریب و دروغ و ناراستی موفق شده‌اند بادبادک خود را تا ارتفاعی بلندتر از بقیه به پرواز درآورند. اگر قرار باشد یک انسان خودساخته، با دستان خالی بادبادکی خاص خود بسازد و به آن هر اندازه نخ که دوست دارد ببندد و در آسمان به پرواز درآورد که دیگر کسی برای بادبادک‌های ظاهرا اوج‌گیر بی‌کفایت‌ها اهمیتی قایل نمی‌شود. به همین خاطر بی‌کفایت‌ها به گرد خودساخته‌ها جمع می‌شوند و برای آنها از بی‌ارزشی آسمان و پرواز صحبت می‌کنند و این‌که چگونه با هیچ زحمتی و سختی موفق شده‌اند ارتفاع بگیرند و در اوج به تماشای بقیه بپردازند.
برای نمونه ببینید چگونه وقتی یک شاگرد معمولی ناگهان درس‌خوان می‌شود و نمراتش عالی می‌شوند، تیم شاگرد ممتازهای سفارشی مدرسه ناگهان برآشفته می‌شوند و او را تحقیر می‌کنند و از سخت بودن امتحانات بعدی و سابقه ضعیف گذشته‌اش می‌ترسانند.
یا وقتی یکی از کارمندان شرکت تصمیم به تلاش و فعالیت بیشتری می‌گیرد، آنها که می‌خواهند اوضاع همین‌طوری که هست بماند دست به کار می‌شوند و به شکل‌های مختلف سعی می‌کنند تلاش مضاعف او را زیر سوال ببرند و بی‌ارزش سازند و یا برعکس در این تلاش به دنبال دلایل بدخواهانه بگردند.
خودساخته‌هایی که خودشان بادبادک آرزوهایشان را می‌سازند و خودشان هر اندازه که بخواهند نخ به بادبادکشان می‌بندند را خیلی‌ها دوست ندارند. آنها برای کسانی که عمری را در چارچوب قید و بندهای دست و پاگیر خود را اسیر کرده‌اند اصلا جالب نیستند و برعکس مشکل‌آفرین و خطرساز هم تلقی می‌شوند.
درست مثل راننده‌های مرد که وقتی با خانواده سوار ماشین هستند و می‌بینند راننده اتومبیل کناری خانمی است که با تسلط مشغول رانندگی است برمی‌آشوبند و با غرولند و حتی ایجاد مانع و مزاحمت سعی می‌کنند ثابت کنند که مردان برای رانندگی در مواقع دشوار و بحرانی و شلوغ ماهرتر و تواناتر از خانم‌ها هستند. این آقایان عمری تلاش کرده‌اند نخ بادبادک آرزوی رانندگی همسر و دخترانشان را در منزل کوتاه کنند و وقتی در خیابان بانویی را می‌بینند که راحت و آسوده و از همه مهم‌تر مسلط مشغول رانندگی‌اند، در واقع تمام بافته‌های خود را نقش بر آب می‌بینند.
راه سوم این شماره می‌گوید: "اگر بادبادکی می‌خواهی که ارتفاع بالاتری برود، کافی است نخ بلندتری به آن ببندی اما بدان که بادبادک‌بازهای قیچی به دست در دوروبر تو کم نیستند که به شکل‌های مختلف یا وادارت می‌کنند خودت نخ بادبادکت را کوتاه کنی و یا در کمین هستند تا به محض این‌که حواست پرت شد و مشغول به کاری فرعی و نامهم شدی، نخ بادبادک تو را کوتاه کنند."
راه سوم این شماره را آن دسته از افرادی که بدون داشتن ماشین تصمیم می‌گیرند گواهینامه بگیرند خوب می‌فهمند. این افراد اگر اراده‌ای قوی برای تا آخر راه رفتن را در خود زنده نگه ندارند خیلی سریع توسط آدم‌هایی که گواهینامه ندارند و یا از پشت فرمان نشستن این افراد راضی نیستند مایوس می‌شوند و شرکت در کلاس و آزمون رانندگی را به تاخیر می‌اندازند. آیا می‌دانید که جمله کلیشه‌ای و یکسانی که همه این ناامید‌سازهای حرفه‌ای برای انصراف می‌گویند چیست؟ آنها می‌گویند: "تو که الان ماشین نداری! گرفتن گواهینامه به چه دردت می‌خورد؟ بگذار هر وقت صاحب ماشین شدی آن موقع به دنبال گواهینامه برو!" و من آدم‌های زیادی را می‌شناسم که موهای سرشان سفید شده و سن و سالی از آنها گذشته اما همیشه به خاطر همین استدلال به ظاهر ساده و منطقی سراغ آزمون رانندگی نرفته‌اند. اگر خوب به جمله کلیشه‌ای و قالبی مورد استفاده اشخاص ناامید‌ساز دقت کنید می‌بینید که کاری که این جمله انجام می‌دهد دقیقا نقش یک قیچی برای کوتاه کردن نخ آرزوی بادبادک رانندگی است. قیچی‌ای که متاسفانه برای خیلی‌ها کار می‌کند و آنها را برای مدت‌ها از لذت رانندگی و شکوفایی مهارتی ساده در وجودشان محروم می‌سازد.
راه سوم این شماره همچنین رازی بزرگ برای آن دسته از افرادی را برملا می‌سازد که زندگی معمولی خوبی دارند اما همیشه حسرت آن را می‌خورند که چرا آدم‌های دوروبرشان با وجود استعداد ضعیف‌تر و ناتوانی بیشتر از آنها جلوترند و از امکانات و مواهب بیشتری برخوردار هستند. آن راز بزرگ چیزی نیست جز اصرار این آدم‌ها به کوتاه نگه داشتن نخ بادبادک آرزوهایشان. در واقع آنها خودشان با دست خود، نخ بادبادک آرزوهای خود را هر روز کوتاه می‌کنند و بال پرواز مرغ خیال خود را هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزند می‌چینند و لبه کلاهی که خود بر سر می‌گذارند را هر روز بلندتر می‌کنند تا آسمان کمتری مقابل چشمان آنها دیده شود.
در واقع دلیل خیلی ساده این‌که چرا آدم‌های ناتوان و ضعیف اطراف آدم‌های توانمند و قوی رشد بیشتری می‌کنند و آنها را کنار می‌زنند و امکانات بیشتری نصیب خود می‌سازند تنها و تنها نخ طولانی است که انسان‌های ضعیف به دست و پای خود بسته‌اند. حتی خیلی از این افراد ضعیفی که بادبادک خواسته‌هایشان به ارتفاعات بالاتر می‌روند و هر روز هم بیشتر اوج می‌گیرند با وجود ضعف و ناتوانی واضحی که دارند به خاطر این‌که اصلا به طول مشخصی از نخ و طناب مقید نیستند نسبت به افراد توانمندی که نخ‌های قید و بند ذهنی‌شان هر روز ضخیم‌تر و انبوه‌تر می‌شود همیشه سرتر و جلوتر و پیشگام‌تر هستند. و این نقطه ضعف اصلی افراد توانمند اما عقب‌مانده و محروم است.
وقتی انسانی علاوه بر مهارت و شغلی که در آن آموزش دیده و یا مدرک دارد، به سراغ شغل و مهارت جدیدی می‌رود در واقع دارد نخ بادبادک توانمندی و آرزوی خود را بلندتر می‌کند.
وقتی شخصی ورزش می‌کند و به طور منظم به تحرک و تمرینات ورزشی می‌پردازد. در حقیقت دارد نخ بادبادک سلامتی و طول عمر خود را طولانی‌تر می‌کند و در مقابل وقتی کسی به سراغ کشیدنی‌های دودی اعم از سیگار و قلیان و پیپ می‌رود در حقیقت شبیه کسی است که خودش با دست خودش نخ عمر خود را کوتاه می‌کند.
هر تست اضافه‌ای که یک دانش‌آموز پشت‌کنکوری می‌زند دقیقا مانند آن است که یک سانتی‌متر به طول نخ قبولی خودش اضافه می‌کند و هر روزی که هدر می‌دهد و هر فرصتی که می‌سوزاند شبیه آن است که به نخ افزایش رتبه بقیه اضافه می‌کند.
راه سوم این شماره شاید به مذاق بعضی خوش نیاید! به خصوص کسانی که دوست دارند تقصیر محرومیت و ناکامی‌های زندگی خود را به گردن شرایط و عوامل بیرونی بیندازند. اما حقیقت این است که مقصر وضعیت زندگی فعلی همه آدم‌ها در مرحله اول خود آنها هستند. آنها به دست خود و با پذیرش القای اطرافیان نخ آرزوها و تلاش خود را هر روز کوتاه می‌کنند و اتفاقا هر روز هم این کار را انجام می‌دهند تا مبادا بادبادک خواسته‌هایشان اوج نگیرد و بالاتر نرود.
خیلی‌ها در شهر خود نمی‌توانند شغل مناسبی به دست آورند، اما هیچ‌وقت به شهرهای پردرآمدتر کوچ نمی‌کنند چرا که نخ ذهنی‌شان تا دم دروازه‌های شهر خودشان بیشتر دوام نمی‌آورد و همین که چند قدم از شهر خود فاصله می‌گیرند آن‌چنان دچار وحشت می‌شوند که با اولین وسیله و به هر زحمتی که هست سر جای اول خود برمی‌گردند.
آنها با وجودی که می‌‌دانند در فاصله دورتری از محلی که به آن عادت داده شده‌اند می‌توانند راحتی و درآمد بیشتری به دست آورند اما تا آخر عمر به آن‌جا نمی‌روند و خود و خانواده خود را به زحمت ماندن در شرایط سخت قانع می‌کنند. در حقیقت سختی و درماندگی و محرومیتی که خیلی از این قبیل اشخاص نصیبشان می‌شود به دلیل نخ ذهنی کوتاهی است که مانع از پرواز آنها می‌شود و مشکل این‌جاست که این اشخاص بی‌آن که بدانند خودشان شبانه‌روز در حفظ این نخ ذهنی و کوتاه کردن آن زحمت می‌کشند و یک لحظه نیز از آن دست برنمی‌دارند.
راه سوم این شماره راه ساده اوج گرفتن را معرفی می‌کند. می‌خواهی بالاتر بروی و فعلا نمی‌توانی خود را از نخ ذهنی‌ات رها کنی، پس لااقل آن را هر روز طولانی‌تر کن. بگذار اوج آسمان به تو نشان دهد که چقدر استعداد برای پرواز داری و چقدر شایستگی برای فتح قله‌های بلند در عمق وجود تو نهفته است. وقتی به قله برسی خواهی دید که دیگر هیچ اثری از نخ‌های محدودسازی ذهنی نیست. و تازه آن موقع است که نگاه تو به سمت آسمان کشانده می‌شود.

 

 


نظرات()

دوم دی 88

10 سال آینده را پیش بینی کن (دکتر حلت

• نوشته شده توسط: محمدجواد میرزابیگی

10 سال آینده را پیش بینی کن (دکتر حلت

10 سال آینده را پیش بینی کن (دکتر احمد حلت)


 

 
یکی دیگر از سمینارهای آموزشی دکتر احمد حلت ( مدیر مسئول مجله موفقیت) که 7 راز موفقیت و داشتن یک زندگی ایده آل را بیان می کند.
شما در این سمینار با 7 راز بسیار مهم برای رسیدن به آرزوهایتان آشنا می شوید :
داشتن افکار مثبت
داشتن کلام مثبت
و...
بیوگرافی دکتر احمد حلت:
احمد حلت در 17 بهمن 1341 در یكی از مناطق مركزی شهر تهران به دنیا آمد. در رشته ریاضی و فیزیك فارغ التحصیل و جهت تحصیل در علوم روان شناسی وارد دانشگاه شد. پس ا ز آن در دانشگاه علامه طباطبایی رشته علوم ارتباطات و روزنامه ‌نگاری را به پایان برد. سپس موفق شد در اردیبهشت ماه 1384/ می 2006 مدرك دكترای روان‌شناسی بالینی خود دریافت كند.او در سال 1368 برای اولین بار و به صورت رسمی به آموزش تكنیك‌های موفقیت در كنار آموزش تندخوانی پرداخت. ایشان نام خود را به عنوان اولین ایرانی آموزش دهنده راهكارهای موفقیت در ایران و خاورمیانه ثبت نمود، و تاكنون بیش از دو میلیون نفر تحت آموزش مستقیم تكنیك‌های موفقیت در كشور قرار گرفته‌اند. حلت در سال 1377 به انتشار مجله موفقیت پرداخت. مدیر مسوول و صاحب امتیاز ماهنامه موفقیت اینك رهبری تیم موفقیت ایران را عهده‌دار است. در اغلب شهرها و دانشگاه‌های مهم كشور به ارائه سمینارهایی تحت عناوین مختلفی كه در ادامه آمده، اقدام نمود. حلت همواره در فكر نوآوری و خلاقیت بوده و موسسه فرهنگی همه راز موفقیت نیز از جمله موسسات تحت سرپرستی ایشان با هدف گسترش فرهنگ مثبت‌نگری و موفقیت است. استاد حلت طرح جهانی دهكده موفقیت را در فروردین ماه 1380 به مردم خوب كشورمان هدیه داد. او معتقد است روزی دهكده جهانی موفقیت به بزرگترین مركز تحقیقاتی جهان تبدیل خواهد شد و البته این حق مسلم ایرانیان است. استاد حلت بیش از 200 برنامه در شبكه جهانی جام جم ارائه نمود و در این برنامه‌ها به ایرانیان ساكن كشورهای مختلف جهان رازهای كسب موفقیت و شادابی در زندگی را آموزش داد. او محبوبیت چشمگیری در این برنامه‌ها پیدا كرد. تا جایی كه به عنوان كارشناس منتخب شبكه جهانی جام جم انتخاب شد. هدف اصلی استاد ترویج و اشاعه فرهنگ مثبت‌نگری در جامعه است. او معتقد است به راز بزرگ موفقیت و قدرت دست یافته كه مصداق آیه و اما بنعمت ربك فحدث آن را با خلوص نیت در اختیار هم میهنان عزیزش قرار می‌دهد.

1387


نظرات()

  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2